افعال پرکاربرد آلمانی A1؛ 250 فعل مهم و پیشرفته ،معنی و مثال

شماره ۵: فعل tun در زبان آلمانی؛ معنی و کاربرد

فعل tun به معنی «کردن» یا «انجام دادن» است و در عبارت‌های روزمره، بیان احساسات و ترکیب‌های ثابتی مانند leidtun و wehtun کاربرد دارد.

۱. صرف فعل tun (Konjugation)

ضمیرPräsens (حال)Präteritum (گذشته ساده)
ichtuetat
dutusttatest
er / sie / estuttat
wirtuntaten
ihrtuttatet
sie / Sietuntaten

ساختار Perfekt

  • Hilfsverb: haben

  • Partizip II: getan

ساختار:

haben + getan

مثال:

Ich habe mein Bestes getan.

من تمام تلاشم را کردم.

۲. ترکیب‌های پرکاربرد با tun

۱. jemandem etwas Gutes tun — به کسی خوبی کردن

Du hast mir wirklich etwas Gutes getan.

تو واقعاً در حق من خوبی کردی.

۲. jemandem leidtun — متأسف بودن

Es tut mir leid, dass ich zu spät bin.

متأسفم که دیر کرده‌ام.

۳. jemandem wehtun — باعث درد شدن / درد آوردن

Mein Rücken tut mir weh.

کمرم درد می‌کند.

۴. etwas für jemanden tun — کاری برای کسی انجام دادن

Ich würde alles für meine Familie tun.

من حاضرم هر کاری برای خانواده‌ام انجام دهم.

۵. so tun, als ob … — وانمود کردن که …

Er tut so, als ob er nichts wüsste.

او وانمود می‌کند که چیزی نمی‌داند.

۶. etwas dagegen tun — برای مقابله با چیزی کاری کردن

Wir müssen etwas gegen den Klimawandel tun.

ما باید برای مقابله با تغییرات اقلیمی کاری انجام دهیم.

۷. sein Bestes tun — تمام تلاش خود را کردن

Ich werde mein Bestes tun, um die Prüfung zu bestehen.

تمام تلاشم را می‌کنم تا در امتحان قبول شوم.

۸. nichts tun — هیچ کاری نکردن

Am Sonntag möchte ich einfach nichts tun.

یکشنبه فقط می‌خواهم هیچ کاری نکنم.

۹. sich schwertun mit + Dativ — در انجام چیزی مشکل داشتن

Ich tue mich mit der deutschen Grammatik schwer.

من در یادگیری دستور زبان آلمانی مشکل دارم.

۱۰. jemandem einen Gefallen tun — لطفی در حق کسی کردن

Kannst du mir einen Gefallen tun?

می‌توانی لطفی در حق من بکنی؟

۳. فعل tun در زمان‌های مختلف

Präsens — حال

Was tust du gerade?

الان چه کار می‌کنی؟

Präteritum — گذشته ساده

Ich tat alles, was ich konnte.

هر کاری از دستم برمی‌آمد انجام دادم.

Perfekt — گذشته کامل

Sie hat viel für ihre Familie getan.

او کارهای زیادی برای خانواده‌اش انجام داده است.

Futur I — آینده

Ich werde alles tun, um dir zu helfen.

هر کاری می‌کنم تا به تو کمک کنم.

۴. نکته کاربردی: تفاوت tun و machen

هر دو فعل می‌توانند معنی «کردن» یا «انجام دادن» داشته باشند، اما در بسیاری از ترکیب‌ها نمی‌توان آن‌ها را جایگزین یکدیگر کرد.

Ich mache meine Hausaufgaben.

من تکالیفم را انجام می‌دهم.

Was kann ich für dich tun?

چه کاری می‌توانم برایت انجام دهم؟

بعضی ترکیب‌ها با tun ثابت هستند؛ مانند jemandem leidtun، wehtun و jemandem einen Gefallen tun.

۵. افعال هم‌خانواده و پیشوندی tun

۱. antun — کاری با کسی کردن، معمولاً به شکل ناخوشایند یا آسیب‌زننده

Warum hast du mir das angetan?

چرا این کار را با من کردی؟

۲. guttun — مفید بودن / حال کسی را بهتر کردن

Ein Spaziergang tut mir gut.

پیاده‌روی حالم را بهتر می‌کند.

۳. wehtun — درد کردن / درد آوردن

Mein Fuß tut weh.

پایم درد می‌کند.

۴. leidtun — متأسف بودن

Es tut mir leid.

متأسفم.

۵. kundtun — اعلام کردن / آشکار ساختن (رسمی)

Er tat seine Meinung öffentlich kund.

او نظرش را علناً اعلام کرد.

۶. شکل‌های اصلی فعل

tun – tat – getan

  • Infinitiv: tun

  • Präteritum: tat

  • Partizip II: getan

1 2 3 … 7

نظر شما در این مورد چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید