افعال پرکاربرد آلمانی A1؛ 250 فعل مهم و پیشرفته ،معنی و مثال

شماره ۹: فعل bleiben در زبان آلمانی؛ معنی و کاربرد

فعل bleiben یکی از افعال پرکاربرد زبان آلمانی است که برای بیان ماندن، باقی ماندن، در جایی ماندن و تغییر نکردن وضعیت چیزی یا کسی استفاده می‌شود.

معنی‌های اصلی این فعل عبارت‌اند از:

  • ماندن

  • باقی ماندن

  • در مکانی ماندن

  • در وضعیتی باقی ماندن

۱. صرف فعل bleiben در زمان حال و گذشته ساده

ضمیرPräsens (حال)Präteritum (گذشته ساده)
ichbleibeblieb
dubleibstbliebst
er / sie / esbleibtblieb
wirbleibenblieben
ihrbleibtbliebt
sie / Siebleibenblieben

۲. زمان Perfekt فعل bleiben

فعل bleiben در زمان Perfekt با فعل کمکی sein ساخته می‌شود.

  • Hilfsverb: sein

  • Partizip II: geblieben

ساختار:

Subjekt + sein + geblieben

مثال:

Ich bin zu Hause geblieben.

من در خانه ماندم.

مثال دیگر:

Wir sind zwei Tage in Berlin geblieben.

ما دو روز در برلین ماندیم.

۳. کاربردهای اصلی فعل bleiben

کاربرد اول: در مکانی ماندن

از bleiben برای بیان ماندن در یک مکان و ترک نکردن آن استفاده می‌کنیم.

Ich bleibe heute zu Hause.

من امروز در خانه می‌مانم.

Er bleibt noch eine Woche in Deutschland.

او یک هفته دیگر در آلمان می‌ماند.

Bitte bleiben Sie hier!

لطفاً اینجا بمانید!

کاربرد دوم: در وضعیتی باقی ماندن

این فعل می‌تواند نشان دهد که وضعیت فرد یا چیزی تغییر نمی‌کند.

Bleib ruhig!

آرام بمان!

Sie bleibt immer freundlich.

او همیشه خوش‌برخورد می‌ماند.

Trotz der Probleme bleibt er optimistisch.

با وجود مشکلات، او خوش‌بین می‌ماند.

کاربرد سوم: باقی ماندن چیزی

از bleiben برای بیان باقی ماندن زمان، پول، فرصت یا مقدار مشخصی از چیزی استفاده می‌کنیم.

Mir bleiben noch zehn Euro.

هنوز ده یورو برایم باقی می‌ماند.

Uns bleibt nur eine Möglichkeit.

فقط یک راه برایمان باقی می‌ماند.

Wie viel Zeit bleibt uns noch?

چقدر وقت دیگر برایمان باقی مانده است؟

کاربرد چهارم: انجام‌نشدن یا برقرار ماندن یک وضعیت

در بعضی عبارت‌ها، bleiben نشان می‌دهد که چیزی انجام نمی‌شود یا وضعیت خاصی ادامه پیدا می‌کند.

Die Tür bleibt geschlossen.

در بسته می‌ماند.

Die Frage bleibt offen.

این پرسش همچنان بی‌پاسخ می‌ماند.

Seine Antwort blieb aus.

پاسخ او نرسید.

۴. ترکیب‌های پرکاربرد با bleiben

۱. zu Hause bleiben

معنی: در خانه ماندن

Ich bin krank und muss heute zu Hause bleiben.

من بیمار هستم و باید امروز در خانه بمانم.

۲. ruhig bleiben

معنی: آرام ماندن

Auch in schwierigen Situationen solltest du ruhig bleiben.

حتی در موقعیت‌های دشوار هم باید آرام بمانی.

۳. gesund bleiben

معنی: سالم ماندن

Regelmäßige Bewegung hilft uns, gesund zu bleiben.

فعالیت بدنی منظم به ما کمک می‌کند سالم بمانیم.

۴. in Kontakt bleiben

معنی: در تماس ماندن

Wir sollten auch nach dem Kurs in Kontakt bleiben.

ما باید بعد از دوره هم در تماس بمانیم.

۵. stehen bleiben

معنی: ایستادن، متوقف شدن

Der Bus blieb plötzlich stehen.

اتوبوس ناگهان متوقف شد.

نکته: stehen bleiben یک فعل جداشدنی است؛ در جمله اصلی، stehen در انتهای جمله قرار می‌گیرد.

۶. übrig bleiben

معنی: باقی ماندن

Nach dem Essen ist noch etwas Kuchen übrig geblieben.

بعد از غذا هنوز مقداری کیک باقی مانده است.

۷. allein bleiben

معنی: تنها ماندن

Ich möchte heute Abend nicht allein bleiben.

نمی‌خواهم امشب تنها بمانم.

۸. treu bleiben

معنی: وفادار ماندن

Er ist seinen Freunden immer treu geblieben.

او همیشه به دوستانش وفادار مانده است.

۹. unverändert bleiben

معنی: بدون تغییر باقی ماندن

Die Preise sind im letzten Monat unverändert geblieben.

قیمت‌ها در ماه گذشته بدون تغییر باقی مانده‌اند.

۱۰. am Ball bleiben

معنی: ادامه دادن و پیگیر ماندن؛ تسلیم نشدن

Wenn du Deutsch lernen möchtest, musst du am Ball bleiben.

اگر می‌خواهی آلمانی یاد بگیری، باید پیگیر باشی و ادامه بدهی.

۵. مثال‌های کاربردی در زمان‌های مختلف

Präsens – زمان حال

Ich bleibe heute länger im Büro.

من امروز مدت بیشتری در اداره می‌مانم.

Präteritum – گذشته ساده

Wir blieben den ganzen Abend zu Hause.

ما تمام شب در خانه ماندیم.

Perfekt – گذشته کامل

Sie ist trotz des schlechten Wetters draußen geblieben.

او با وجود هوای بد، بیرون مانده است.

Futur I – آینده

Ich werde noch zwei Tage in München bleiben.

من دو روز دیگر در مونیخ خواهم ماند.

۶. نکته مهم درباره فعل bleiben

فعل bleiben در زمان Perfekt با sein ساخته می‌شود، نه haben:

Ich bin zu Hause geblieben.

من در خانه ماندم.

همچنین این فعل در بسیاری از ساختارها برای بیان ادامه یک وضعیت استفاده می‌شود:

Er bleibt ruhig.

او آرام می‌ماند.

Die Situation bleibt schwierig.

وضعیت همچنان دشوار باقی می‌ماند.

به شکل گذشته ساده آن نیز توجه کنید:

  • Infinitiv: bleiben

  • Präteritum: blieb

  • Partizip II: geblieben

هر سه شکل باید جداگانه یاد گرفته شوند، زیرا فعل بی‌قاعده است.

۷. افعال مرتبط با bleiben

۱. stehen bleiben

معنی: متوقف شدن، ایستادن

Das Auto ist plötzlich stehen geblieben.

ماشین ناگهان متوقف شد.

۲. liegen bleiben

معنی: در جایی باقی ماندن؛ از جایش برداشته نشدن

Das Buch ist auf dem Tisch liegen geblieben.

کتاب روی میز باقی ماند.

۳. sitzen bleiben

معنی: نشسته ماندن؛ در مدرسه مردود شدن

Er ist nach dem Unterricht noch sitzen geblieben.

او بعد از کلاس هم نشسته ماند.

۴. zurückbleiben

معنی: عقب ماندن، جا ماندن

Einige Schüler sind hinter der Gruppe zurückgeblieben.

چند دانش‌آموز از گروه عقب ماندند.

۵. wegbleiben

معنی: نیامدن، غایب ماندن

Warum bist du gestern von der Arbeit weggeblieben?

چرا دیروز سر کار حاضر نشدی؟

۶. ausbleiben

معنی: رخ ندادن، نرسیدن یا اتفاق نیفتادن

Die erwartete Antwort ist ausgeblieben.

پاسخ مورد انتظار نرسید.

۷. dabeibleiben

معنی: به کاری ادامه دادن؛ پایبند ماندن

Wenn du Fortschritte machen willst, musst du dabeibleiben.

اگر می‌خواهی پیشرفت کنی، باید ادامه بدهی.

۸. شکل‌های اصلی فعل bleiben

شکلفعل
Infinitivbleiben
Präteritumblieb
Partizip IIgeblieben

فعل bleiben بی‌قاعده است و در زمان Perfekt با فعل کمکی sein می‌آید.

جمع‌بندی

فعل bleiben برای بیان ماندن در یک مکان، ادامه داشتن یک وضعیت و باقی ماندن چیزی استفاده می‌شود. مهم‌ترین ترکیب‌هایی که بهتر است به خاطر بسپارید عبارت‌اند از:

  • zu Hause bleiben — در خانه ماندن

  • ruhig bleiben — آرام ماندن

  • gesund bleiben — سالم ماندن

  • in Kontakt bleiben — در تماس ماندن

  • übrig bleiben — باقی ماندن

  • am Ball bleiben — پیگیر بودن و ادامه دادن

1 2 3 … 7

نظر شما در این مورد چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید