افعال پرکاربرد آلمانی A1؛ 250 فعل مهم و پیشرفته ،معنی و مثال

شماره ۴: فعل machen در زبان آلمانی؛ معنی و کاربرد

فعل machen یکی از پرکاربردترین فعل‌های زبان آلمانی است و معمولاً به معنی «انجام دادن»، «درست کردن» یا «باعث شدن» به کار می‌رود. این فعل در ترکیب با اسم‌ها و پیشوندهای مختلف، معانی متنوعی پیدا می‌کند و در مکالمات روزمره، محیط کار و موقعیت‌های رسمی کاربرد دارد.

۱. صرف فعل machen (Konjugation)

ضمیرPräsens (حال)Präteritum (گذشته ساده)
ichmachemachte
dumachstmachtest
er / sie / esmachtmachte
wirmachenmachten
ihrmachtmachtet
sie / Siemachenmachten

ساختار Perfekt

  • Hilfsverb: haben

  • Partizip II: gemacht

ساختار:

haben + gemacht

مثال:

Wir haben am Wochenende einen Ausflug gemacht.

ما آخر هفته به گردش رفتیم.

۲. ترکیب‌های پرکاربرد با machen

۱. Hausaufgaben machen — تکالیف انجام دادن

Ich mache jeden Abend meine Hausaufgaben.

من هر شب تکالیفم را انجام می‌دهم.

۲. Sport machen — ورزش کردن

Ich mache dreimal pro Woche Sport.

من سه بار در هفته ورزش می‌کنم.

۳. eine Pause machen — استراحت کردن

Wir machen jetzt eine kurze Pause.

ما الان یک استراحت کوتاه می‌کنیم.

۴. einen Fehler machen — اشتباه کردن

Jeder macht manchmal Fehler.

هر کسی گاهی اشتباه می‌کند.

۵. sich Sorgen machen um + Akkusativ — نگران کسی یا چیزی بودن

Meine Mutter macht sich Sorgen um mich.

مادرم نگران من است.

۶. einen Termin machen — وقت گرفتن یا تعیین کردن

Ich möchte einen Termin beim Arzt vereinbaren.

می‌خواهم از پزشک وقت بگیرم.

نکته: در این موقعیت، einen Termin vereinbaren یا einen Termin ausmachen نیز بسیار رایج است.

۷. Erfahrungen machen — تجربه کسب کردن

Während meines Praktikums habe ich viele Erfahrungen gemacht.

در طول دوره کارآموزی‌ام تجربه‌های زیادی کسب کردم.

۸. einen Vorschlag machen — پیشنهادی مطرح کردن

Ich möchte einen anderen Vorschlag machen.

می‌خواهم پیشنهاد دیگری مطرح کنم.

۹. sich Gedanken machen über + Akkusativ — درباره چیزی فکر کردن و ذهن را درگیر آن کردن

Ich mache mir Gedanken über meine Zukunft.

من درباره آینده‌ام فکر می‌کنم و ذهنم مشغول آن است.

۱۰. etwas möglich machen — چیزی را ممکن کردن

Gute Planung macht vieles möglich.

برنامه‌ریزی خوب بسیاری از چیزها را ممکن می‌کند.

۳. فعل machen در زمان‌های مختلف

Präsens — حال

Ich mache gerade das Abendessen.

من در حال آماده کردن شام هستم.

Präteritum — گذشته ساده

Was machtest du gestern nach der Arbeit?

دیروز بعد از کار چه کار کردی؟

Perfekt — گذشته کامل

Ich habe gestern viel Sport gemacht.

من دیروز زیاد ورزش کردم.

Futur I — آینده

Ich werde morgen meine Steuererklärung machen.

من فردا اظهارنامه مالیاتی‌ام را تنظیم خواهم کرد.

۴. نکته کاربردی: کاربرد فعل machen

فعل machen با اسم‌های مختلف ترکیب می‌شود و معنای دقیق آن به ترکیب بستگی دارد. برای مثال:

Ich mache meine Hausaufgaben.

من تکالیفم را انجام می‌دهم.

Was kann ich für dich tun?

چه کاری می‌توانم برایت انجام دهم؟

در بسیاری از ترکیب‌های رایج، فعل انتخاب‌شده ثابت است؛ مثلاً می‌گوییم Sport machen، اما jemandem etwas Gutes tun.

۵. افعال هم‌خانواده و پیشوندی machen

۱. aufmachen — باز کردن

Mach bitte das Fenster auf.

لطفاً پنجره را باز کن.

۲. zumachen — بستن

Mach bitte die Tür zu.

لطفاً در را ببند.

۳. mitmachen — شرکت کردن / همراهی کردن

Machst du bei dem Projekt mit?

آیا در این پروژه شرکت می‌کنی؟

۴. anmachen — روشن کردن؛ در بعضی موقعیت‌ها با کسی لاس زدن

Kannst du bitte das Licht anmachen?

می‌توانی لطفاً چراغ را روشن کنی؟

۵. ausmachen — خاموش کردن؛ توافق کردن یا قرار گذاشتن

Mach bitte den Fernseher aus.

لطفاً تلویزیون را خاموش کن.

Wir haben einen Termin für Montag ausgemacht.

ما برای روز دوشنبه قرار گذاشتیم.

۶. nachmachen — تقلید کردن

Das Kind macht die Bewegungen seiner Mutter nach.

کودک حرکات مادرش را تقلید می‌کند.

۷. weitermachen — ادامه دادن

Nach der Pause machen wir weiter.

بعد از استراحت ادامه می‌دهیم.

۸. sich aufmachen — راه افتادن / عازم شدن

Wir machten uns früh am Morgen auf.

ما صبح زود راه افتادیم.

۹. fertigmachen — آماده کردن؛ در کاربرد محاوره‌ای، از پا انداختن

Ich muss noch das Essen fertigmachen.

هنوز باید غذا را آماده کنم.

۱۰. sich fertigmachen — آماده شدن

Ich mache mich schnell fertig.

من سریع آماده می‌شوم.

۶. شکل‌های اصلی فعل

machen – machte – gemacht

  • Infinitiv: machen

  • Präteritum: machte

  • Partizip II: gemacht

1 2 3 … 7

نظر شما در این مورد چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید