-
بروزرسانی شده در12 مهر 1405
پیشوندهای افعال جداشدنی در زبان آلمانی | Trennbare Präfixe
در زبان آلمانی بسیاری از افعال از ترکیب یک فعل اصلی با یک پیشوند (Präfix) ساخته میشوند. این پیشوند میتواند معنی فعل اصلی را تغییر دهد و یک فعل جدید با معنای متفاوت ایجاد کند.
برای مثال:
gehen= رفتنausgehen= بیرون رفتنmitgehen= همراه رفتنweggehen= دور شدن / رفتنzurückgehen= برگشتن
در همه این مثالها فعل اصلی gehen است، اما پیشوند باعث شده جهت یا مفهوم عمل تغییر کند.
بنابراین میتوانیم یک فرمول ساده داشته باشیم:
پیشوند + فعل اصلی → فعل جدید با معنای جدید
البته این فرمول یک قانون ۱۰۰٪ قطعی نیست. پیشوندها معمولاً یک مفهوم مرکزی دارند و میتوانند به ما برای حدس زدن معنی فعل کمک کنند.
افعال جداشدنی چیستند؟
افعالی که از یک فعل اصلی و یک پیشوند جداشدنی ساخته میشوند، در آلمانی Trennbare Verben نام دارند.
برای مثال:
aufstehen
از دو بخش تشکیل شده است:
auf + stehen
در جمله اصلی، پیشوند از فعل جدا میشود:
Ich stehe jeden Morgen um 7 Uhr auf.
یعنی:
من هر روز ساعت ۷ از خواب بیدار میشوم / از جا بلند میشوم.
اما در حالت مصدر، دو بخش دوباره کنار هم قرار میگیرند:
aufstehen
پس هنگام یادگیری این افعال، بهتر است همیشه فعل را همراه با پیشوندش یاد بگیریم.
فرمول معنایی پیشوندهای جداشدنی
پیشوندهای جداشدنی معمولاً یک مفهوم پایه دارند. اگر این مفهوم را یاد بگیریم، میتوانیم در بسیاری از موارد معنی فعل جدید را راحتتر حدس بزنیم.
1. ab-؛ جدا شدن و دور شدن
یکی از مفاهیم اصلی ab-، جدا شدن از یک نقطه یا دور شدن از مبدأ است.
فرمول:
ab- → جدا شدن / دور شدن / از یک نقطه
مثال:
fahren→abfahren= حرکت کردن / راه افتادنholen→abholen= دنبال کسی رفتن و او را آوردنgeben→abgeben= تحویل دادنnehmen→abnehmen= برداشتن / کم شدن
پس وقتی ab- را میبینیم، میتوانیم ابتدا به مفهوم جدا شدن یا دور شدن فکر کنیم.
2. an-؛ نزدیک شدن، رسیدن و تماس
an- معمولاً با مفهوم نزدیک شدن، رسیدن، تماس یا شروع یک عمل ارتباط دارد.
فرمول:
an- → نزدیک شدن / رسیدن / تماس / شروع
مثال:
kommen→ankommen= رسیدنrufen→anrufen= تلفن کردنfangen→anfangen= شروع کردنziehen→anziehen= پوشیدن / به سمت خود کشیدنsehen→ansehen= نگاه کردن
3. auf-؛ بالا، باز شدن و آغاز
auf- یکی از مهمترین پیشوندهای جداشدنی زبان آلمانی است.
فرمول:
auf- → بالا / باز شدن / آغاز
مثال:
stehen→aufstehen= از جا بلند شدنmachen→aufmachen= باز کردنwachen→aufwachen= بیدار شدنräumen→aufräumen= مرتب کردنhören→aufhören= متوقف کردن / دست کشیدن
نکته مهم این است که auf- همیشه به معنی «بالا» نیست. در بعضی افعال، مفهوم آن به باز شدن، شروع یا فعال شدن نزدیک است.
4. aus-؛ بیرون و خارج شدن
aus- معمولاً مفهوم بیرون رفتن یا خارج شدن از داخل را ایجاد میکند.
فرمول:
aus- → بیرون / خارج
مثال:
gehen→ausgehen= بیرون رفتنsteigen→aussteigen= پیاده شدنpacken→auspacken= از بسته بیرون آوردنziehen→ausziehen= لباس درآوردن / از خانه خارج شدنschalten→ausschalten= خاموش کردن
5. ein-؛ ورود و داخل شدن
ein- در بسیاری از موارد نقطه مقابل aus- است.
فرمول:
ein- → داخل / ورود / وارد کردن
مثال:
gehen→eingehen= وارد شدنsteigen→einsteigen= سوار شدنziehen→einziehen= وارد شدن / نقل مکان کردنladen→einladen= دعوت کردنpacken→einpacken= داخل بسته گذاشتن
یکی از جفتهای مهم:
einsteigen ↔ aussteigen
یعنی:
سوار شدن ↔ پیاده شدن
6. mit-؛ همراهی
mit- یکی از سادهترین پیشوندها برای حدس زدن معنی است.
فرمول:
mit- → همراه / با هم
مثال:
kommen→mitkommen= همراه آمدنgehen→mitgehen= همراه رفتنnehmen→mitnehmen= همراه بردنbringen→mitbringen= همراه آوردنmachen→mitmachen= شرکت کردن / همراهی کردن
7. nach-؛ دنبال کردن و پیگیری
nach- معمولاً مفاهیمی مانند دنبال کردن، بعد از چیزی آمدن یا پیگیری کردن دارد.
فرمول:
nach- → دنبال / بعد از / پیگیری
مثال:
fragen→nachfragen= دوباره پرسیدن / پیگیری کردنdenken→nachdenken= فکر کردنschauen→nachschauen= بررسی کردنmachen→nachmachen= تقلید کردن
8. vor-؛ جلو، پیش و از قبل
vor- معمولاً با مفهوم جلو، پیش، ارائه یا انجام چیزی از قبل ارتباط دارد.
فرمول:
vor- → جلو / پیش / از قبل
مثال:
stellen→vorstellen= معرفی کردن / تصور کردنbereiten→vorbereiten= آماده کردنlesen→vorlesen= با صدای بلند خواندنhaben→vorhaben= قصد داشتن
9. weg-؛ دور شدن و کنار گذاشتن
فرمول:
weg- → دور / از اینجا / کنار گذاشتن
مثال:
gehen→weggehen= رفتن / دور شدنfahren→wegfahren= رفتن / دور شدن با وسیلهwerfen→wegwerfen= دور انداختنbringen→wegbringen= بردن و دور کردنnehmen→wegnehmen= برداشتن / از کسی گرفتن
10. zurück-؛ بازگشت
zurück- یکی از پیشوندهایی است که معنی آن معمولاً بهراحتی قابل تشخیص است.
فرمول:
zurück- → برگشت / بازگشت
مثال:
kommen→zurückkommen= برگشتنgehen→zurückgehen= برگشتنfahren→zurückfahren= برگشتن با وسیلهgeben→zurückgeben= پس دادنbringen→zurückbringen= برگرداندنrufen→zurückrufen= دوباره تماس گرفتن
11. zu-؛ بسته شدن، نزدیک شدن یا جهت
zu- در بسیاری از افعال با مفهوم بسته شدن یا نزدیک شدن ارتباط دارد.
فرمول:
zu- → بسته / به سمت / نزدیک
مثال:
machen→zumachen= بستنschließen→zuschließen= قفل کردنhören→zuhören= گوش دادنsehen→zusehen= تماشا کردن
البته معنی دقیق zu- به فعل اصلی نیز بستگی دارد.
12. weiter-؛ ادامه دادن
این پیشوند بسیار قابل پیشبینی است.
فرمول:
weiter- → ادامه
مثال:
gehen→weitergehen= ادامه رفتنfahren→weiterfahren= ادامه دادن مسیرmachen→weitermachen= ادامه دادنarbeiten→weiterarbeiten= به کار ادامه دادنsprechen→weitersprechen= به صحبت ادامه دادن
13. zusammen-؛ با هم و در کنار هم
فرمول:
zusammen- → با هم / در کنار هم / ترکیب
مثال:
arbeiten→zusammenarbeiten= همکاری کردنkommen→zusammenkommen= دور هم جمع شدنfassen→zusammenfassen= خلاصه کردنführen→zusammenführen= به هم پیوند دادنwirken→zusammenwirken= با هم اثر گذاشتن
14. hin-؛ حرکت به سمت آنجا
hin- معمولاً جهت حرکت را از گوینده به سمت یک مکان یا نقطه دیگر نشان میدهد.
فرمول:
hin- → به آنجا / به سمت آن نقطه
مثال:
gehen→hingehen= به آنجا رفتنfahren→hinfahren= به آنجا رفتن با وسیلهlegen→hinlegen= آنجا گذاشتنstellen→hinstellen= آنجا قرار دادن
15. her-؛ حرکت به سمت اینجا
her- معمولاً جهت حرکت را به سمت گوینده نشان میدهد.
فرمول:
her- → به اینجا / به سمت گوینده
مثال:
kommen→herkommen= به اینجا آمدنbringen→herbringen= به اینجا آوردنholen→herholen= به اینجا آوردن
یکی از الگوهای مهم:
hin- ↔ her-
hingehen = به آنجا رفتنherkommen = به اینجا آمدن
یک جمعبندی ساده از پیشوندها
اگر بخواهیم این پیشوندها را سریع به خاطر بسپاریم، میتوانیم آنها را به چند گروه تقسیم کنیم:
حرکت به بیرون و دور شدن:
ab- → جدا شدن / دور شدنaus- → بیرون رفتنweg- → دور شدن
حرکت به داخل و نزدیک شدن:
an- → نزدیک شدن / رسیدنein- → وارد شدنher- → به سمت اینجا
حرکت برگشتی:
zurück- → بازگشت
حرکت به سمت مقصد:
hin- → به آنجا
همراهی:
mit- → همراه
ادامه:
weiter- → ادامه
ترکیب و همکاری:
zusammen- → با هم
جلو و پیش:
vor- → جلو / پیش / از قبل
پیگیری:
nach- → دنبال / بعد از / پیگیری
بالا و باز شدن:
auf- → بالا / باز / آغاز
بسته شدن یا جهت:
zu- → بسته / به سمت
آیا میتوان معنی یک فعل جدید را از روی پیشوند حدس زد؟
در بسیاری از موارد بله، اما نه همیشه.
برای مثال فعل gehen را در نظر بگیرید:
ausgehen→ بیرون رفتنeingehen→ وارد شدنmitgehen→ همراه رفتنweggehen→ دور شدنzurückgehen→ برگشتنweitergehen→ ادامه رفتن
در اینجا معنی پیشوندها به ما کمک زیادی میکند.
اما گاهی معنی یک فعل کاملاً اصطلاحی میشود.
مثلاً:
geben = دادن
اما:
aufgeben = تسلیم شدن / رها کردن
بنابراین نباید تصور کنیم که هر پیشوند همیشه فقط یک ترجمه مشخص دارد.
پیشوند به ما یک سرنخ معنایی میدهد، نه یک ترجمه قطعی.
چگونه یک فعل جداشدنی جدید را حدس بزنیم؟
وقتی در یک متن با یک فعل جدید روبهرو شدیم، میتوانیم از این روش استفاده کنیم:
مرحله اول: فعل اصلی را پیدا کنیم
مثلاً:
zurückbringen
فعل اصلی:
bringen = آوردن
مرحله دوم: پیشوند را پیدا کنیم
zurück- = برگشت / بازگشت
مرحله سوم: دو مفهوم را ترکیب کنیم
zurück + bringen
→ برگرداندن / دوباره آوردن
به این ترتیب، شناخت پیشوندها کمک میکند تعداد زیادی از افعال جدید را سریعتر درک کنیم.
نکته مهم درباره این فرمول
این روش را میتوان شبیه قانونهایی دانست که در یادگیری واژگان آلمانی استفاده میکنیم؛ مثلاً وقتی میدانیم اسمهایی که به -ung ختم میشوند، در بیشتر موارد مؤنث و با die هستند.
در افعال جداشدنی نیز میتوانیم از پیشوندها برای حدس زدن معنی استفاده کنیم.
اما تفاوت مهم این است که پیشوندها قانون قطعی نیستند.
بنابراین بهتر است به جای اینکه بگوییم:
auf-همیشه یعنی «بالا»
بگوییم:
auf-معمولاً مفاهیمی مانند بالا، باز شدن، آغاز یا فعال شدن را به فعل اضافه میکند.
پس فرمول اصلی این است:
پیشوند = سرنخ معنایی
فعل اصلی = عمل اصلی
ترکیب آنها = معنای جدید
اگر این الگو را یاد بگیریم، یادگیری افعال جداشدنی آلمانی از حالت حفظ کردن صدها فعل بهصورت جداگانه خارج میشود و به یک سیستم قابل فهم تبدیل میشود.



